جمعه خواهری و برادر و خانواده اومدند خونمون. خواری شک کرده بود به گوشی خانم برادر و در موردش حرف زد خانم برادر گویا نتونسته بود برادر رو راضی کنه به گوشی و مجبور شد بگه گوشیش رو یدند! بعد از چند ماه پنهان کردن بالاخره گفت منم هیچ واکنشی نشون ندادم برادر و خانمش میدونستند من میدونم و مادرخانم و خواهری فکر میکردند من نمیدونم. یکم صحبت در مورد ی شد و تموم. امیدوارم برادر به زودی یه گوشی خوب برای خانمش بگیره. برادر ,گوشی ,خانم برادر منبع

مشخصات

تبلیغات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

دنیا گردی هادی اقبال ناودون http://azarca1002.rozblog.com پورتال و سایت تفریحی خبری ایرانیان God